أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

226

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

تو نيستى پيش از تو ديگران را هم تكذيب كرده‌اند . آنگه بر سبيل تعجّب فرمود و گفت : آيا ايشان يكديگر را به اين وصيّت كرده‌اند كه پيغمبران را تكذيب كنند ؟ نه كه ايشان خود گروهى طاغى و ظالم‌اند . آنگه فرمود كه : اى محمّد از ايشان بر گرد و پشت بر ايشان آور كه تو مستحقّ ملامت نيستى و كس ترا بدين ملامت نكند . در خبرست كه چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و گمان برد كه وحى منقطع شد و عذاب فرو آمد « 1 » حق تعالى براى تسلّى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت فرستاد و گفت : ياد ده مؤمنان را و وعظ گوى كه وعظ و پند سود دارد مؤمنان را . آنگه براى ابلاغ حجّت را « 2 » گفت : [ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 3 » ] من نيافريدم پريان و آدميان را الّا براى آن تا مرا پرستند و غرض من در آفريدن ايشان عبادت است . مجاهد گفت : الّا ليعرفون ، ابن عبّاس گفت : الّا ليقرّوا لى بالعبوديّة .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « وحى منقطع خواهد شد و عذاب فرو خواهد آمد » . ( 2 ) - اين « را » زايد است براى تأكيد ؛ و در كلمات قدماء فراوان به كار رفته است و ما در تعليقات نقض و در تعليقات ديوان قوامى بقسمتى از شواهد آن اشاره كرده‌ايم . صاحب غياث اللغات گفته : « [ را ] اين حرف علامت مفعول است و گاهى بمعنى [ براى ] آيد چنان كه خدا را يعنى براى خدا ، و گاهى بدل اضافت آيد ؛ مصراع : كسان را نشد ناوك اندر حرير ، يعنى ناوك آن كسان ، و گاهى افادهء معنى [ از ] سببيّه كند چنان كه قضا را يعنى بسبب قضا ، و گاهى زايد باشد ؛ امير خسرو گويد : گرچه تن من ز پى سوز راست * رحمت تو از پى اين روز راست مثال ديگر : « هر آن مثال كه توقيع تو بر آن نبود * زمانه طى نكند جز براى حنّا را » ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه چنين گفته : « [ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ] آنگه براى ابلاغ حجّت گفت : من نيافريدم جنّيان و انسيان را الّا براى آن تا مرا پرستند يعنى غرض من در آفريدن خلقان عبادت است از أمير المؤمنين على ( ع ) روايت كردند كه گفت : معنى آنست كه الّا لامرهم ان يعبدون ؛ الّا كه فرمايم ايشان را كه مرا عبادت كنند و اين اختيار زجّاج است بيانه قوله : و ما أمروا إلّا ليعبدوا للّه ؛ الاية مجاهد گفت : الّا ليعرفون . عبد اللّه عبّاس گفت : الّا ليقرّوا لى بالعبوديّة . كلبى گفت : الّا ليوحّدون ؛ الّا تا مرا يكى گويند . و آيت دليل است بر بطلان قول مجبره ؛ براى آنكه باتّفاق آيت محكم است و محمول است بر ظاهر خود و مطابق ادلّهء عقل است و اگر غرض او كفر و معصيت بودى نگفتى كه : ايشان را براى عبادت آفريدم » .